خرید بک لینک
 شبيه حس رسيدن به نقطه ي جوش استمرا ببوس که هنگام رفتن از هوش استتو خيره مي شوي و برق مي زند چشممچو برکه اي که به تصوير ماه منقوش استبيا و شعله ورم کن که زندگي بي عشقبه پوچيِ زدنِ پُک به پيپِ خاموش استتو آن دُري که براي هميشه هر صدفيدر آرزوي گرفتن ميان آغوش استبه روي هرکس و هرچيز خط زدم ،جز توهر آنچه دور و برم هست و نيست مخدوش استخدا کند که هميشه حواسمان باشدکه عشق بازيِ يادم تو را فراموش استشعر از جواد منفرد 

برچسب: نویسنده: مهراد جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 15 آبان 1395 ساعت: 8:14

 نازپرورده اي و درد نمي داني چيستگريه ممتد يک مرد نمي داني چيستروي پوشاندي و پوشاندن اين ماه تمامآنچه با اهل زمين کرد نمي داني چيستدر کجا علم سخن ياد گرفتي که هنوزظاهرا معني «برگرد» نمي داني چيستشادمان باش ولي حال مرا هيچ مپرس !آنچه غم بر سرم آورد نمي داني چيستگفتم از عشق تو دلخون شده ام، خنديدينازپرورده اي و درد نمي داني چيست ... . .شعر از سجاد ساماني 

برچسب: نویسنده: مهراد جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 15 آبان 1395 ساعت: 8:14

ترسم اين است که پاييز تو يادم برود حس اشعار دل انگيز تو يادم برود ترسم اين است که باراني چشمت نشوم لذت چشم غزلخيز تو يادم برودبي شک آرامش مرگ است درونم،وقتي حس از حادثه لبريز تو يادم برودمن به تقويم خدايان زمان شک دارم ترسم اين است که پاييز تو يادم برودبا غزلها ت بيا چون همه چيزم شده اند قبل از آني که همه چيز تو يادم برودعلي اصغر داوري

برچسب: ترسم این است مسلمان شده باشی,ترسم این است,ترسم از این است,تمام ترسم از این است, نویسنده: مهراد جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 15 آبان 1395 ساعت: 8:14

يک غزل گفتــــه ام مثل يک سيـــب با رديف بيفتد بيفتد شايد اين شعــر بي مايه باشـــد شايد اين قافيه بد بيفتد من ولي امتحان کردم امشب آسمان ريسمان کردم امشب شايد اين شعر بي مايه روزي دست يک روح مرتد بيفتد من ولي درپي يک سوالم:اين که پايان اين ماجرا چيست؟ اين که آخر چرا مـــــرگ بايد روي يک خط ممتد بيفتد؟ شعله بايد بر انگيزم ازخويش دار بايد بياويزم از خويش تا کي آخر در آيينــــــه چشمـــم بر نگاهي مردد بيفتد بر لب بام خورشيــــــد بوديم بر لب بام خورشيدآري بر لب بام خورشيـــــد ناگاه ماه در پايــــت آمد بيــــفتد اشک بر سطر لبخند افتاد

برچسب: یک غزل گفته ام مثل یک سیب,يك غزل گفته ام مثل يك سيب, نویسنده: مهراد جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 15 آبان 1395 ساعت: 8:14

نشستم فکر کردم درد انسان را نفهميدمگذشتم از خودم اما خيابان را نفهميدمنشستم زير چتر باغ و ديدم سيب مي افتدولي منظور اين کار درختان را نفهميدمجلوي چشم من دارا انارش را به سارا دادچرا يک بار هم اين درس آسان را نفهميدمبرايم آبشاري ريخت روي شانه ها اماحواسم پرت بود و باز جريان را نفهميدمگذشتم بي تفاوت از کنار جنگل شاتوتگذشت و مزه ي قند فريمان را نفهميدمنشستم بارها از ابتدا عطار را خواندمولي منظور او از شيخ صنعان را نفهميدمدرون کافه هاي گم شده در دود پايين شهردليل هق هق يکريز قليان را نفهميدمبراي زندگي دنبال يک تعريف مي گشتمولي تعبير اين خواب پريشان را

برچسب: نویسنده: مهراد جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 15 آبان 1395 ساعت: 8:14

تا مي نشست با گل لبخند پيش منفرقي نداشت بندر و دربند پيش منآهوي خسته اي که سرآسيمه مي نشستبا چشم هاي سبز هنرمند پيش منمي ايستاد کوه دنا آه مي کشيدمي رفت آبروي دماوند پيش منلب مي گزيد و سرخ تر از سيب مي گذاشتيک چاي دم کشيده ي بي قند پيش منباور نمي کنيد که من خواب ديده امروي زمين نشسته خداوند پيش من"گويند رمز عشق مگوييد و مشنويد"بي فايده ست موعظه و پند پيش منرفتي و بعد از آن همه ي حوريان شهريک ذره اعتبار ندارند پيش منعبدالحسين انصاري 

برچسب: گل لبخند,گل لبخند تو,لبخند گل زیباست,لبخند گل موری خاکسار,لبخنده گل در سبزه زاران,لبخند گل دانلود,لبخنده گل,لبخند گل آهنگ,شعر گل لبخند,آلبوم لبخند گل موری خاکسار, نویسنده: مهراد جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 15 آبان 1395 ساعت: 8:14

چشم من خيس است يعني صبر باران کم شداستابر مي ريزد صفاي ماه تابان کم شد استسينه پردود است سرب ريز مي ريزد به خاکروشني از برف زيباي زمستان کم شد استدر بهار ما همه گلهاي باغ افسرده اندنغمه هاي شاد مرغان غزلخوان کم شداستانبساطي نيست در سيماي باغ وبادهاخنده از لب هاي گلهاي بيا بان کم شد استگل گمان کرد است پاييز آمده در شهر ودشتبسکه از سر سبزي اطراف ميدان کم شد استنغمه خواني نيست بر لبهاي شاعر هاکه چونزيره در کرمان وگل در شهر کاشان کم شد استموسي عباسي مقدم

برچسب: نویسنده: مهراد جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 15 آبان 1395 ساعت: 8:14

من از ترياک چشمان تو واز بنگ بيزارمواز اشک سياه و اين نگاه  سنگ بيزارممرا مجبور رفتن کرده اي شايد نمي فهميکه من سرباز م واز دوري يک هنگ بيزارمچرا از دامنت دورم نمي داني تو گل زيرااز اين پيراهن کشدار خيلي تنگ بيزارمميان عاشقان هستم ولي ليلي نمي خندمکمي از نسل مجنونم ولي از ننگ بيزارمصداي تار حالم را به جا مي آ ورد امااز اين خرچنگها وهرکه دارد چنگ بيزارمبراي هرکه پاي زخم دارد مرهم دردمولي بلعکس از تيمور خيلي لنگ بيزارمموسي عباسي مقدم

برچسب: نویسنده: مهراد جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 15 آبان 1395 ساعت: 8:14

تو رفتي ويک ماه شده در هيجانم
پر گريه شد از دوريت اطراف دکانم
اصلن به اطاق غزلم شعله گل نيست
از داغ شما پير شده طبع جوانم
از بس که به هم ريخته وزار وملولم
گاهي به اروميه وگاهي همدانم
مانند چناري که به شب مانده به طوفان
برگم به زمين ريخته در دشت خزانم
مي ترسم اگر قفل دلم باز شود باز
دزديده به غارت برود عشق نهانم
بايد بروم در طلب دفتر حافظ
تا شاد شود با غزلش روح وروانم

برچسب: نویسنده: مهراد جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 15 آبان 1395 ساعت: 8:14

صفحه بندی